close
چت روم
داستان زیبای از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم!
loading...

سرگرمی و تفریح ایران زد

داستان زیبای از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم!   پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک…

منوی تبلیغات سایت
آخرین ارسال های انجمن
PARSA_WOLF بازدید : 161 جمعه 11 / 05 / 1392 نظرات ()

داستان زیبای از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم!

داستان زیبای از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم!

 

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...


 

 

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
خرید شارژ ... ایرانسل | همراه اول | تالیا |
خرید شارژ ... ایرانسل | همراه اول | تالیا

شارژ همراه اول شارژ تالیا شارژ رایتل

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کدام بخش سایت مفید است؟












    نظرتون در مورد سایت چیست ؟





    برخی از محصولات فروشگاه

    -----------------------------------

    -----------------------------------

    موکن میکروتاج اصل

    -----------------------------------

    -----------------------------------
    عینک ام پی تری پلیر اسپورت

    -----------------------------------

    -----------------------------------

    جارو برقی اتومبیل فندکی بدون نیاز به باطری و شارژ

    -----------------------------------

    -----------------------------------

    http://www.mellatdownload.com/wp-content/uploads/2013/02/nosadagfsg.jpg

    آمار سایت
  • کل مطالب : 517
  • کل نظرات : 77
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 133
  • آی پی امروز : 16
  • آی پی دیروز : 45
  • بازدید امروز : 64
  • باردید دیروز : 365
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 883
  • بازدید ماه : 2,328
  • بازدید سال : 27,497
  • بازدید کلی : 532,817
  • کدهای اختصاصی
    سایت را به دوستان معرفی کنید
    نام شما :
    ايميل شما :
    نام دوست شما:
    ايميل دوست شما: